برادران انشایی  خاطره از شهید عبدالحمید انشایی برگرفته از کتاب:بی نام و نشان در منطقه شادگان بودیم.قرار بود شبانه برای شناسایی مواضع دشمن پیشروی کنیم.اما راه نما به اشتباه مارا به دل عراقی ها برد جایی که نه راه پیش داشتیم نه راه پس.اولین کسی که که جریان را فهمید حمید بود بدون هیچ ترس و نگرانی ما را از محاصره دشمن بیرون کشیداما راه بازگشت را گم کرده بودیمبه فرمان حمید در چاله ای زیر خاک ها پنهان شدیمتا از دید عراقی ها درامان بمانیم.آن شب با اینکه تعدادی از بچه ها اسیر شدنداما بیشتر افراد گروه با درایت حمید…

امروز چهارشنبه 29 دی 1400